Skip to content

عشق حقّ

سپتامبر 10, 2004

عاقلي ، ديوانه اي را داد پند

مي زنند اوباش كويت سنگها

كودكان ، پيراهنت را مي درند

ياوه مي گويي ، چو مي گويي سخن

گر بخندي ، ور بگريي زار زار

نان فرستاديم بهرت وقت شب

آب داديمت ، فكندي جام آب

خوابگاه ، اندر سر ره ساختي

بر گرفتي ز ادمي ، چون ديو روي

دوش ، طفلان بر سرت گل ريختند

نانوا خاكسترافشاندت به چشم

رندي ، از آتش كف دست تو خست

چون تو ، كس ناخورده مي مستي نكرد

مست را ،مستي اگر يك ره بود

بس طبيباننددر بازار و كوي

گفت ، من ديوانگي كردم هزار

ديده ، زين ظلمت به نور انداخته ام

تو مرا ديوانه خواني ، اي فلان

گر كه هر عاقل ، چو من ديوانه بود

عارفان ، كاين مدعا را يافتند

من همي بينم جلال اندر جلال

من همي بينم بهشت اندر بهشت

چون سرشتم از گل است ، ازنور نيست

گنجها بردم كه نايد در حساب

عشق حق ، در من شرار افروخته است

چون مرا هجرش به خاكستر نشاند

تو ، همي اخلاص را خواني جنون

از طبيبم گر چه مي دادي نشان كاز چه بر خود مي پسندي اين گزند

ميدوانـــــندت ز پي فرسنگها

رهروان ، كفش و كلاهت مي برند

كينه مي جويي ، چو مي بندي دهن

بر تو مي خندند اهل روزگار

نان نخوردي ، خاك خوردي ، اي عجب

آب جوي بركه خوردي ، چون دواب

بستر آوردند، دور انداختي

آدمي بودي و گشتي ديو خوي

تا تو سر برداشتي ، بگريختند

آن جفا ديدي ، نكردي هيچ خشم

سوختي ، آتش نيفكندي ز دست

خوي با بدبختي و پستي نكرد

مستي تو ، هر گه و بي گه بود

حالت خود ، با يكي ز ايشان بگوي

تا بديدم جـــــــــــلوه پروردگار

شمع گشتم ، هيمه دور انداختم

ليك من عاقلترم از عاقلان

در جهان ، بس عاقل و فرزانه بود

گم شدند از خود ، خدا را يافتند

تو چه مي بيني ، به جز وهم و خيال

تو چه مي بيني ، به غير از خاك و خشت

گر گلم ريزند بر سر ، دور نيست

ذره ها ديدم كه گشته است آفتاب

من چه مي دانم كه دستم سوخته است

گو بيفشان ، هر كه خاكستر فشاند

چون تواني چاره كرد اين درد ، چون

من نمي بينم طبيبي در جهان

من چه دانم ، كان طبيب اندر كجاست

مي شناسم يك طبيب ، آنهم خداست

شاعرش رو هم که دیگه میدونین کیه
نوشتن دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: