Skip to content

چه روزای خوبی بود

سپتامبر 29, 2004
چه روزاي غريبيه نميتونم بگم خوبه يا بده اما يه جورايي آدم رو ميجنبونه هميشه اين موقع ها که ميشد دلم ميگرفت.بايد نه ماه ديگه درس میخوندم به اميد اينکه دوباره تابستون بياد و من يه سال به تموم شدن درسم نزديک بشم.الان من همونجام .درسم تموم شده اما هيچ خبري نيست.اينجا اصلا اونطوري که فکر مي کردم از آب درنيومد. اينجا زندگي بدون سختي معني نداره.اون موقع من سختي رو نديده بودم فکر ميکردم بيشترين عذاب دنيا رو دارم تحمل ميکنم .چه اشتباهي
چه روزاي خوبي بود ولي افسوس زود
گذشت تا يه چشم به هم زديم روز و هفته ها گذشت
آهنگ تموم شد
Advertisements
نوشتن دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: