Skip to content

بیاد سهراب

اکتبر 6, 2004



پوستر بزرگداشت هفتاد و ششمین سالروز تولد سهراب سپهری

به دنبال فراخوان سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان از آغاز مهرماه برای بزرگداشت هفتاد و ششمين سالروز تولد سهراب سپهری شاعر و نقاش معاصر ايران در ۱۵ مهرماه سال جاری، روز سه شنبه ۱۴ مهرماه (يک روز قبل از موعد) اين مراسم با شرکت دست اندرکاران آموزش و پرورش استان اصفهان، آموزش و پرورش کاشان و رياست اداره ارشاد اصفهان و جمع کثيری از دبيران، دانش آموزان، شعرا و نويسندگان و دوستداران سهراب و حتی جمعيت قابل توجهی از گردشگران ايرانی و خارجی از ساعت ۳ تا ۶ بعد از ظهر در باغ فين کاشان برگزار شد.

سخنرانان درباره ابعاد گوناگون زندگی و شعر سهراب سخن گفتند؛ به ويژه ديدگاههای متفاوتی درباره تنهايی در شعر و زندگی اش ارائه شد.

جالب اينکه تعدادی از گردشگران، به ويژه گردشگران غير ايرانی وقتی متوجه شده بودند که مجلس گراميداشت يکی از شاعران معاصر ايران و کاشان برگزار می شود بدون اينکه از صحبتهای سخنرانان و اشعار شاعران يا حتی موسيقی که پخش می شد سردربياورند، به درختها تکيه داده و با احترام گوش می دادند.

آموزش و پرورش استان اصفهان شماره دوم دوهفته نامه نشريه خود به نام پرتو مهر را به گراميداشت ياد و نام سهراب سپهری اختصاص داده بود که به تمامی حاضران در باغ داده شد.

پرتو مهر در چهارصفحه به قطع بزرگ، اشعار، خاطره ها و نوشته های ارزنده ای را در بردارد. در صفحه ی اول کنار تصويری سياه قلم از سهراب، شعر «من پر از بال و پرم»* درج شده است.

سهراب سپهری: تولد ۱۳۰۷ در کاشان – مرگ ۱۳۵۹ در تهران

در صدر اين نشريه با عنوان زندگی سهراب به زندگی شاعر پرداخته شده که «سهراب هميشه بی محابا از حقيقت اشيا، خانه، آب و رويا پرده برمی داشت.» در پايان نقل قولهايی از نويسندگان و شاعرانی همچون احمدرضا احمدی، ليلی گلستان، گلی ترقی، بيژن جلالی و سيروس طاهباز آورده است.

ليلی گلستان گفته است: «افسوس نبودنش را نخوريم، چون هست. سهراب هست و چه پربار.»

اين هم گفته سيروس طاهباز است: «او جان آفتاب بود. يک فرشته بود، معصوم و خوب و ماندنی…»

بهمن رافعی از منظر نگاهی به نگاه سهراب می گويد که :» درفلسفه شاعرانه سهراب مرگ و زندگی و همه نيروهايی که در دنيای بشری به عنوان عوامل متضاد شناخته شده اند، به هيچ روی ناسازگار و ستيزنده نيستند؛ حتی در يک هنجار مطلوب در يکديگر حل شده اند. کوشش اين نگرش همواره براين امر استوار است که هيچ چيز نازيبا نيست.»

«گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟»و «کرکس هم مثل کبوتر از زيبايی بی نصيب نيست.»

در مقاله ای ديگر، بهزاد ترکی زاده می گويد :»شکيبايی سهراب برای رسيدن به شعر، بی نظيراست. نکته قابل توجه برای من، سلوک گسترده ای است که اين شاعر و نقاش برجسته با شعر و هنر خود داشته است. اين سلوک گسترده، در نگاه اول، شايد چيز مبهمی به نظر رسد و شايد بتوان از نگاه انتقادی و تحليلی آن را تعريف کرد. اما تعريف من از اين سلو ک اين است که شاعر يا هنرمند چقدر در هنرش و با هنرش زندگی می کند.»

در جای ديگر او می گويد:»سهراب مدام در حال تمرين برای رسيدن به تنهايی بود و اين، الزاما بدان معنی نيست که به تنهايی توانسته به آن فرديت مطلق دست يابد. به معنای ديگر، هنوز اين تنهايی در شعرش اتفاق نيفتاده و شايد هم اساسا اعتقادی به اين مسئله نداشته است.»

دکتر فهيمه غنی نژاد نيز به پويايی و حرکت در شعر سهراب پرداخته و نوشته است: «آنچه امروز مرا به نوشتن درباره سهراب واداشته، درواقع عنصری است که در جای جای حجم سبز او يافته ام و گمان دارم تاکنون بدان پرداخته نشده است. اين عنصر حرکت و پويايی و آن هم از نوع عينی، مادی و فيزيکی است، پويايی و حرکتی که از سرزنده بودن برمی خيزد و به انتشار شادابی منتهی می شود.»

بهتر آن است که برخيزمرنگ را بردارمروی تنهايی خود نقشه مرغی بکشم

رياست فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان نيز خبر داد که سنگ قبر جديدی برای سهراب سفارش داده است

خانم غنی نژاد با همين ديدگاه و سياق شعرهای ديگری از دفتر حجم سبز را شاهد می آورد و تحليل می کند و در پايان می گويد: «جوهر پويايی و سبزينگی ذهن و زبان سهراب سپهری که اوجش را در حجم سبز می بينيم پس از آن رو به کاستی می گذارد.»

«در حجم سبز، آدميان، جانوران، گياهان، پديده ها و چيزها همه و همه در حال حرکت و شدن هستند؛ حرکتی که رو به بهی و تکامل دارد. هرچه هست در جريان است. هرچه هست در سيری بيرونی است. هر چه هست متحرک و انجام دهنده است.»

در همين شماره، به سال نگار شاعر و نقاش معاصر زنده ياد سهراب سپهری، از تولد در ۱۵ مهر سال ۱۳۰۷ در کاشان و درگذشت او در بيمارستان پارس تهران و دفن او در روز بعد در صحن امامزاده سلطان علی در قريه مشهد اردهال فهرست وار اشاره شده است.

در اين جلسه بزرگداشت، رياست سازمان آموزش و پرورش استان اصفهای اجازه داد که از روز ۱۵ مهرماه، دبيرستانی دخترانه در مشهد اردهال به نام دبيرستان سهراب سپهری ناميده شود.

رياست فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان نيز خبر داد که سنگ قبر جديدی برای سهراب سفارش داده است و نوشته روی سنگ را استاد اميرخانی خواهند نوشت.

*من پر از بال و پرمابری نيستبادی نيستمی نشينم لب حوض،گردش ماهی ها، روشنی، من، گل، آبپاکی خوشه ی زيست.مادرم ريحان می چيند.نان و ريحان و پنير، آسمان بی ابر، اطلسی هايی تر.رستگاری نزديک، لای گل های حياط.نور در کاسه ی مس، چه نوازش ها می ريزد!نردبان از سر ديوار بلند، صبح را روی زمين می آرد.پشت لبخندی پنهان هرچيز،روزنی دارد ديوار زمان، که ازآن، چهره ی من پيداست.چيزهايی هست که نمی دانم.می دانم، سبزه ای را بکنم خواهد مرد.می روم بالا تا اوج. من پر از بال و پرم.راه می بينم در ظلمت، من پر از فانوسم.من پر از نورم و شن و پر از دار و درخت.پرم از راه. از پل، از رود، از موج.پرم از سايه ی برگی در آب،چه درونم تنهاست

نوشتن دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: