Skip to content

کلمه – اندیشه – احساس

اکتبر 21, 2004
اگر حرمت كلمه را نداشتي، كلمات نيز حرمت تو را نخواهند داشت. – هر كه فريادش «حساب» و «كتاب» داشته باشد، براي سكوتش حسابها باز مي‌كنند و كتابها مي‌نويسند. – سكوت هم اقسامي دارد؛ سكوت دردمندانه در رديف شكوهمندترين شعرهاست، و سكوت بزدلانه سست‌ترين نظم‌هاست كه در لرز بال مگسي فرو مي‌پاشد. – بعضي زبانها مار را از سوراخ درمي‌آورند، بعضي نيز ـ خود ـ مارند و پناه بر خدا كه از سوراخ به درآيند! – انسان اگر به اندازه يك دل احساس كند آن گاه ـ شايد ـ به اندازه يك دهن حرف براي گفتن پيدا كند. – بين دل و دست هميشه فاصله‌اي هست. اين فاصله را اگر خدا پر نكند، هنرمند به دوزخي سيار بدل مي‌شود. – واژه‌ها آرامند و رام. ذهن و زبان توست كه گاهي از آن خنجري مي‌سازد، گاه كليدي، گاه مضرابي و گاه… – واژه‌ها آويخته روحند، بنابراين از روح ذليل كلمه‌اي به معراج دست نمي‌رساند. – كلمه‌ها ـ پيش از هر چيز ـ كلمه‌اند. به درون كلمات آن گاه راه مي‌بري كه خود نيز كلمه باشي. – تفكر، قلاب ماهيت گيري حقايق است. – هنرمندي كه هر روز مد فكرش را عوض مي‌كند، يك «كودن مدرن» است. – شعر و شعور با هم جناسند. شاعري كه در مصراعهاي روانش اين دو را با هم نياميزد، زندگي‌اش از پيوند لفظي و معنوي تهي خواهد بود. – خيالهاي خفته شاهكارهاي بالقوه‌اند. – احساس كاذب، رويايي است كه جز آشفتگي تعبيري ندارد. – هر شاعري را الهام دهنده‌اي است، با اين فرق كه اندكي را فرشته‌ها الهام مي‌دهند و بسياري را ابليس. – آوازهاي ماه و ترانه‌هاي خورشيد هر دو زندگي بخشند؛ بگذاريد هر كس به رنگ و لحن خود با دنيا سخن بگويد. – انديشه لباس نيست كه هر دقيقه عوض كني، پوست است كه نوشيدن آن روزها و ماهها وقت مي‌برد. – «نيچه»‌ خوش خيال مي‌گفت: «شاعران اندكي لذت دارند و اندكي ملال» غافل از اين كه بسياري همان «اندكي» را ـ هم ـ ندارند. – عميق‌ترين لحظه در زندگاني احساس بزرگ قطره بودن است در اقيانوس آرام هستي. – گناه شاعري كه نطفه احساس و انديشه را در روح خود خفه مي‌كند، كمتر از كسي نيست كه جنيني را سقط مي‌كند. – احساس كنسرو نيست كه هر وقت كه هوس كردي باز كني، خون است كه ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كار مي‌شوند تا قطره قطره در رگان روحت جوش و جوانه كند. – سياه بخت‌تر از شب كوران، شاعري كه خورشيد غيب را از آسمان دل رانده باشد! – زود فراموش خواهد شد، هنرمندي كه زمان را فراموش كند. – مهم اين است كه تازگي در نگاهت باشد، ديگر هيچ چيز كهنه نخواهد بود. – شاعري كه قلبش فرسوده باشد، «قالبي» مي‌شود. – هر كلمه تيغي است در دست تو، اگر با آن سر ناحقي را نمي‌تواني بريد، دلت را به نوازش آن بسپار تا شكر نعمتي كرده باشي.
نوشتن دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: