Skip to content

ترانه ای که بوی فاصله میدهد

سپتامبر 16, 2006
قضاوت در مورد خوب یابدش با شما. میپرسین چی رو میگم ؟ خب معلومه شعر ها و ترانه هامو که از این ببعد اینجا مینویسم . فقط اینو بگم که این نوشته ها به درد هیچکس نمیخوره اگه کسی خواست ازش استفاده کنه قبلش به من بگه . فکر نمی کنم کار سختی باشه. یه موقع سوء تفاهم نشه ها . آخه قبلا این اتفاق برام افتاد اون هم برای ترانه ای که آقای م.آ برای آلبومش از ما یه جورایی دزدید و بعد به نام خودش ثبت کرد. تا این فرهنگ کپی رایت بین مردم جا نیفته همین آشه و همین کاسه
فاصله
اگه یه روز فاصله ی منو خدا کمتر میشد
یا گه دستای زمین یه ذره عاشقتر میشد
اگه یه شب تو نور ماه سر به ستاره میزدم
به قلب خسته ی خودم سری دوباره میزدم
میشد واسه غربت دل دوباره فکر چاره کرد
وصیت زمستونو خط زدو پاره پاره کرد
میشد تو یاس و بی کسی حتی به دلخوشی رسید
میشد توی اوج گناه نور رخ خدا رو دید
از اینکه حرفای منو حتی منم نمیشنوم
با شک و اطمینان شب تیری تو ظلمت میزنم
دیگه داریم نزدیک میشیم به روزای مرگ زمین
تا بودن آدمکها زندگیمون یعنی همین
اینجا ردیف شعر من دشمن این آدمکهاست
کوچ ترانه های من حسرت این ثانیه هاست
حالا طراوت شبو به روز روشن نمیدم
دلخوشی این شدنو به مرگ بودن نمیدم
چشمای انتظار من به ساعتا خیره شدن
ناله ی بیقراریهام به نفسهام چیره شدن
دیگه سکوتو میشکنم تا ناز چشمات ببینه
که من همون کسی شدم که به دل تو میشینه
محمد تاج احمدی 17/4/1385
Advertisements
نوشتن دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: