Skip to content

تو را ترانه دیدم

سپتامبر 17, 2006
تو را نه در کنارم نه در کرانه دیدم
تو را نه در گذار از شب بهانه دیدم
تو را نه شکل فریاد نه حرف رفته از یاد
تو را نه در گذشته نه در زمانه دیدم
تو را عطر باران به باغ سرخ ایمان
تو را به خاک امید چویک جوانه دیدم
در آسمان واژه حریر ناب شعری
تو را حضور احساس در این ترانه دیدم
در انهدام تبعید در سوگ مرگ خورشید
تو را در التهاب شب آشیانه دیدم
از منظر نگاهت هر گز گذر نکردم
حرفی که در سُرایش سِرَ ترانه دیدم
از پای بست عمرم تنها تو را چو نوری
در ذهن لحظه هایم یک جاودانه دیدم
در امتداد سرخ خط غروب خورشید
تو را در آن حرارت چه عاشقانه دیدم
ماندی غزلواره ام در چشمت آواره ام
برای معراج دل تو را نشانه دیدم
نوشتن دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: