Skip to content

بی ستاره

سپتامبر 27, 2006

میان اینهمه شب فرض کن ستاره نداری
میان سینهء من نیز یادواره نداری؟

میان اینهمه سینه که بی ستاره ء اشکند
تو غصه میخوری از اینکه یک ستاره نداری

نجیب من ! تو بجایش پر از ترانه دردی
تو بغض . اشک . غزل . روح تکه پاره نداری؟!

نوشتن دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: