Skip to content

انتخابات دهم و كانديداتوري اصلاح طلبان

سپتامبر 24, 2008
فراغ داعیه داران و صاحبان ِ منتسب به اصلاحات از محور ِ قدرت چه در نهاد اجرایی و چه در نهاد مقننه ایشان را برآن داشته تا از مدتها قبل از طلوع خورشید پرتب و تاب ِ انتخابات ریاست جمهوری ؛ برخلاف رقبای صاحب منصب خود که فی الحال درگیر رفع و رجوع ِ امور ِ و مسائل ماوقع دراین چند سال هستند، به تلاش و تکاپو بیفتند تا بتوانند با توجه به نزدیکتر شدن روز موعود، به اجماعی فاقد هول و حاشیه دست یازند. نکته ی مهم و امیدوار کننده در اینجاست که گزینش کاندیدای ارجح در این مجال اندک؛ که نه فقط دغدغه ی اصلاح طلبان بل دغدغه ی کثیری از مردم و حتی طیف محافظه کاران هم شده، تا ببینند که از آشوب ِ آرامانه ی این دعوی دیپلماتیک و درون جناحی، چه کسی پیروز بیرون خواهد آمد؟ خاتمی؟ کروبی؟ روحانی؟ یا…….و این خود حربه ایست که از تکرار اشتباه ِ انتخابات ِ نهم جلوگیری میکند و مانع از آن می گردد که عدم اجماع اصلاح طلبان پای ترقی جناح مخالف گردد.شواهد و بریافته های اکتسابی از خبرخوان ِ نشریات ِ مختلف حاکی از آنست که در بین این چند تن روحانی، کروبی و خاتمی بیش از سایرین مشمول نگاه ِ تیزبین و بعضا حاشیه ساز ی اذهان جمعی و رسانه ها هستند. و بیشتر مصاحبات و مباحثات حول محور این سه نفر می چرخد.به قعطع رهایش مجال سه ساله در انتخاب ِ کاندید ِ اصلح و تبیین و تشریح برنامه های او و بسنده به امید ِ دور ِ اجماع ِ همه جانبه روی ِ یکنفر، اشتباهی ست که در حال حاضر، مهلتی مقتضی و مجالی منتهی به نقد و توضیح و ترفیع ِ آن نیست. چه اینکه تجربه ی تمرین ِ دمکراسی درایران و حتی در سرزمین های خواستگاه ِ این منش { – ِ به حق نیکو و پسندیده} نشان داده که مدتها پیش تر از آغاز زمان ِ انتخابات با توجه به پیش زمینه ها در گذشته و شرایط و گمانه های امروز و براهین و برنامه های ِ آینده، کاندیدای هرجناح به وسیله حامیان و تابعان ِ آن جناح انتخاب می شود و در مهلت ِ چندماه مانده به انتخابات تمام ِ توان و همّ ِ همه ی نیروها برای اثبات ِ شایستگی ِ آن فرد به ذهن و زبان ِ جامعه به کارگرفته می شود.بدیهی ست که به لحاظ وجود محدودیت ها وصال به این ایده آل به رغم طی این طریق پرُ از سختی و سنگلاخ {های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی} در این چند ماه مانده به انتخابات مقدور و میسور نیست.از اینرو تنها ایده ای که در این مجال ِ عملی بوده و گنجانده میشود جدای از ترجیع بندی و ارائه ی برنامه های دولت ِ جدید، فهم پیشینه و بیشینه ی نفوذ و نسوخ این سه نفر در بین ِ سه قشر ِ اصلی و اصیل جامعه است(1)1- اصحاب و ارباب ِ علم و فرهنگ؛ که مشمول ِ اساتید فکور و محصلین ِ فهیم ؛ در حوزه و دانشگاه، و نیز اهالی عرصه ی ادب و هنر 2- صحابه و اربابان ِ سیاست و کیاست و حکوت : که مشتمل به اهالی صاحب ِ رای و نظر در مناصب ِ حزبی و دولتی و حکومتی ست و در راس ِ آنها مقام معظم رهبری3- اقشار و صنوف ِ عامه ی مردم: که دارای بیشترین تعداد ِ رای بوده و درغالب ِ مفعول ِ دعاوی ِ متصل به این مسئله به شدّت متاثر از انظار و رویکردهای دو قشر ِ اول و دوم بوده وهستند( ناگفته نماند که ذیل ِ این سه قشر مسئله ی وجه و جایگاه ِ بین الملی نیز وجود دارد که منتهای مراتب بیش از آنکه به این سه قشر تاثیر گذارد از ایشان تاثیر میپذیرد) برکسی پوشیده نیست که پیش از بیان جبهه و برنامه ی ِ کاندیدا این سبقه ی اوست که حاکم به نظر و ناظر به رای ِ سه قشر مذکور می باشد. و تبع این پیشینه ی نیکوی هر کاندید است که او را به صورت ناخودآگاه در گمانه های این سه قشر از سایرین تمیز می دهد.هرچند یکی از اصول ِ بدیهی ِ سیاست ِ موفق و پایدار ( و نه سیاست تمامیت خواه و قدرت طلب) انفکاک ِ منطق از واقعیت و اتکا به منطق است. و منطق عبارتست از استخدام و استفعال ِ معلوماتی که بر سر ِ صحّت ِ آنها هیچ تشکیکی و بر سر ِ سُقم آنها هیچ تعلیلی وجود ندارد.بنابراین در این مجال آنچه که {به قول غربیان اُبژکتیو} بدان نگریسته می شود آن کاندید ِ مورد نظر است و آنچه به عنوان ِ (صورت – ِ) سوبژکتیو به کاندید ملحوظ می نگرد همین سه قشر یاد شده (و بعد از آنها قشر چهارم) می باشند.و در اصل حکومت دمکراتیک نیز کاندیدای مطبوع ِ یک حزب یا جامعه می بایست خود متبوع ِ خواست ها و نیازها و نگاهها و شرایط حاکم برآن حزب و نیز جامعه باشد و با اقبال از این منطق در باب حضور و یا عدم ِ حضور ِ خود تصمیم بگیرد.خب… فی الحال با ذکر و تاسی از مطالب مذکور { غیر از لحاظ ِ سه کاندیدای مورد نظر یعنی حسن روحانی، مهدی کروبی، و سیدمحمد خاتمی} گمان نکنم اثبات وجود و تاثیر سه قشر داخل ِ کشور احتیاج به توصیف ِ چندانی داشته باشد اما آنچه مع الاسف تاکنون برسر آن وفاقی حاصل نشده فهم رجحان و صلاحیت ِ این سه کاندید در ذهن و زبان ِ این سه قشر است. توفیق در وفاق بر سر یکی از این سه نفر مستلزم واکاوی ِ بی غرض و عادلانه ی افعال و رویکردها و برنامه های ِ دیروزین و امروزین و آتی ِ آنهاست و فهم و تبیین و تبعیّت ِ ذهنیت ها و انگاره های موجود در بین این سه قشر نسبت به این سه کاندیداست. از اینرو نگارنده برآن شد تا به نحوی بسیار بسیار مختصر و فشرده به تذکار ِ این مسائل در این سه کاندید ِ احتمالی بپردازد، تا بلکه اینکار باعث ِ تسریع و توجیه در تداوم تقنیع ِ به تجمیع ِ اصلاح طلبان گردد. { لکن ناگفته نماند که چنین تبیینی تنها در حکم مقدمه ای در گشایش این باب است و به قطع کافی و وافی نبوده و مستلزم پیگیری دقیق تر ِ سبقه؛ در قالب پتانسیل ها و توانمندهای، و توجیه کامل تر ِ وجهه ؛ با بینشی صادقانه و واقع بینانه، میباشد)
حسن روحانی
:بیوگرافي
حسن روحانی متولد سال 1327 دارای دکترای حقوق و سابقه تحصیل در حوزه علمیه قم در حد اجتهاد؛ نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان هبری و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌باشد.
تحصیلات دانشگاهی:
دکتری (Ph.D) حقوق اساسی (دانشگاه گلاسکو – انگلستان)فوق لیسانس (M.Phil) حقوق عمومی (دانشگاه گلاسکو – انگلستان)لیسانس حقوق قضائی (دانشگاه تهران، دانشکده حقوق 1351-1348)
تحصیلات حوزوی:
خارج فقه و اصول. زیرنظر اساتیدی چون آیات عظام سید محمد محقق داماد، شیخ مرتضی حائری، سید محمدرضا گلپایگانی (رحمه الله علیهما)
تألیفات:
دارای تألیفات، تحقیقات و مقالات علمی فراوان که حدود 100 اثر از ایشان به صورت کتاب یا مقاله منتشر شده است. علاوه بر اینکه بیش از 400 تحقیق مهم و ارزشمند راهبردی با مدیریت و نظارت وی در دوازده سال گذشته به انجام رسیده است. اهم عناوین کتب تألیف شده توسط ایشان به این شرح است:1. انقلاب اسلامی؛ ریشه‌ها و چالشها – جلد (1) – سال 13762. مبانی تفکر سیاسی امام خمینی (ره) – سال 13783. رویدادهای یازدهم سپتامبر و مواضع جمهوری اسلامی ایران – سال 13804. تحولات جهانی با نگاه به موقعیت جمهوری اسلامی ایران – سال 1382 5. انقلاب اسلامی؛ ریشه‌ها و چالشها – جلد (2) – آماده چاپ6. استراتژی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران – آماده چاپ (در 2 مجلّد)7. سیره امامان شیعه در تاریخ – آماده چاپ8. هThe Islamic Legislative Power9. هThe Flexibility of Shariah; Islamic Law
مسئولیت‌های کنونی:
1. نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی (از سال 1368 تاکنون).

2. نماینده مجلس خبرگان رهبری (از سال 1378 تاکنون) و رئیس کمیسیون سیاسی-اجتماعی این مجلس.

3. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام (از سال 1370 تاکنون) و رئیس کمیسیون سیاسی-اجتماعی-امنیتی این مجمع.4. رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک (از سال 1371 تاکنون).
مسئولیتهای پیشین:
1. نماینده پنج دوره مجلس شورای اسلامی (از مجلس اول تا پنجم)، رئیس کمیسیون دفاع (دوره دوم و سوم)، نایب رئیس اول مجلس و رئیس کمیسیون سیاست خارجی (دوره چهارم و پنجم)
.2

. دبیر شورایعالی امنیت ملی به مدت 16 سال.3

. عضو هیأت امنای دانشگاه تهران، منطقه شمال (از سال 1374 تا 1378).4. عضو شورای سرپرستی صدا و سیما (از سال 1359 تا 1362).5

. عضو شورایعالی دفاع (از سال 1362 تا 1367).6

. رئیس ستاد مرکزی قرارگاه خاتم‌الانبیاء‌(ص) (از سال 1364 تا 1366).7

. رئیس ستاد مرکزی پشتیبانی جنگ (از سال 1365 تا 1367).8

9. فرماندهی پدافند هوایی کل کشور (از سال 1364 تا 1370).
روحاني بارزترین و شاخص ترین خصلت رئیس شورای عالی امنیت ملی در دولت اصلاحات؛ بین سیّاسین و عامه، اعتدال و میانه روی ِ است. چونان که او با حفظ همین خصیصه و ترجیع بندی اصول سیاست در زمانه ی حساس ِ مذاکره با شورای امنیّت ِ سازمان ِ ملل در مورد ِ مسئله ی هسته ای ایران با شناخت و رویکردی فراحزبی و ملی نسبت به این مسئله در مجامع ِ بین الملی توانست ایران را از خطر جنگ و یا تحریم های محتمل در این عرصه نجات دهد و شایستگی ِ روحانی در همین امور موجب آن شد که وی به عنوان ِ نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی برگزیده شود. گذشته از این عضویت وی در نهادها ی مهم و فرحزبی ای چون مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان ِ رهبری و ریاست مرکز تحقیقات ِ استراتژیک حاکی از ارج و اعتباریست که وی در میان سیّاسین و بزرگان ِ نظام داشته و دارد. اما آنچه به عنوان مانعی برای جلب آرای اکثریت توسط روحانی محسوب می شود عدم تعامل و شناخت ِ بخشی از اهالی فرهنگ و هنر و نیز عامه ی مردم از اوست. ناگفته نماند که لحاظ این مهم نباید به عنوان یک ضعف و یا نقیصه تلقی گردد چراکه بروز این مسئله به دلیل وجه ایجابی شغل و حرفه ی روحانی ست ؛ که او را به غور در مسائل ِ صرفا دیپلماتیک و نداشتن ارتباط مستقیم با این دوقشر واداشته است، وگرنه وجود این واقعیت چیزی از شایستگی های این سیّاس ِ معتدل و مدبّر نمی کاهد. چه اینکه میانه روی او نه از آن روست که وی را ناپایدار ساخته ( و در لفظ عوام حزب باد و در لفظ خواص پراگماتیست و مصلحت گرا) بلکه موجب آن شده که صاحب ارج و اعتباری فاقد حاشیه در بین ِ ارباب ِ سیاست گردد. لکن در این برهه اهمّیت داشتن ِ تعامل با اکثریّت ِ صاحبان ِ رای ( یعنی عامه ی مردم و خاصّه ی غیر دولتی) نشانگر ِ آنست که این کاندیدای احتمالی برای اخذ اکثریت ِ آراء و تکیه بر مسند ریاست جمهوری راهی بسیار بسیار سخت { و نه چندان منتهی و محتمل به توفیقی} در پیش دارد.
مهدی کروبی :
شناخت نامه:( دبيرکل حزب اعتماد ملی)
سال و محل تولد: اليگودرز – 1316
آخرين مدرک تحصيلی: ليسانس فقه و مبانی حقوق اسلامی
مهدی کروبی بزرگ مردي است که با گذشت بيش از 69 سال از عمرش برگهايي زرين از افتخارات و موفقيت هاي مبارزاتي ، ملي ، سياسي و مديريتي در کارنامه خود دارد . بگونه اي که با آغاز مبارزات امام خميني (ره) در سال 1341 به عنوان يکي از فعالان و متفکران اين نهضت بيش از ده بار زندان و شکنجه و تبعيد را تحمل کرد. پايان تحصيلا‌ت دانشگاهی سال 1351 (بدليل دستگيريهای مكرر و نيز زندگی مخفی در برخی سالهای فاصله 1343 تا 1351 و نيز بخاطر تأخير در ارائه پايان نامه كه شرح آن در متن زندگینامه آمده. سابقه بازداشتهای سياسی:نخستين بازداشت سال 1342 و آخرين آن ماه رمضان سال 57. طولا‌نی ترين بازداشت به مدت بيش از سه سال كه در سال 1353 آغاز و در اواخر سال 56 به پايان رسيد. ترتيب دستگيريهاي ايشان به نحوي بود که پس از رخ دادن حوادث مهمي صورت مي گرفت . مانند : بازداشت امام در سال 1342 ، فعاليتهاي گسترده در کاشان ، آبادان ، کرمانشاه ، قم ، توزيع نامه سرگشاده امام به هويدا و پخش کتاب هاي ايشان ، حماسه 15 خرداد و توزيع منابع مالي براي مبارزان انقلابي و خانواده هايشان و… . وي با توجه به مدت زمان زيادي که در زندان ساواک گذراند ، با ديگر مبارزان و فعالان سياسي از گروه هاي مختلف آشنايي گسترده تر و بيشتري يافت . افرادي چون حاج‌آقا مصطفي خميني،آيت‌الله منتظري، مرحوم آيت‌الله طالقاني، آيت‌الله انواري، شهيد مهدي عراقي هاشمي رفسنجاني، مرحوم رباني شيرازي، شريعتي سبزواري،شهيد محمد منتظري، آقاي علوي (داماد آيت‌الله طالقاني) ، فهيم كرماني و مرآتي (داماد مرحوم سيد حسن معيني) محسن طاهري، امير حسيني،آقا تقي درچه‌اي، دكتر شيباني، علي بابايي و مفيدي (از نهضت‌آزادي) ،عمويي و كي‌منش (از كمونيست‌هاي سرشناس)، پرويز حكمت‌جو و پاك‌نژاد (از گروههاي مبارز غيرمذهبي آقاي دكتر شيباني (از نهضت آزادي) و مرحوم لا‌جوردي و … آقاي مهدي کروبي با داشتن تحصيلات حوزوي و دانشگاهي ( ليسانس فقه و حقوق اسلامي از دانشگاه تهران ) و تجارب گرانبهاي دوران مبارزات انقلاب فرصت يافت تا توانايي هاي خود را در عرصه هاي بسياري به اثبات برساند. بگونه اي که سمت هاي دولتي و مديريتي متفاوتي به وي محول گرديدند و او توانست با شايستگي هرچه تمامتربه انجام وظيفه و خدمت بپردازد
برخی از مسئوليتهاي ايشان تا کنون به شرح زير بوده است : – جمع آوري و توزيع كمك هاي نقدي و غير نقدي بين خانواده زندانيان و برخي اؤ اعتصابيون در آستانه پيروزي انقلا‌ب اسلامي- مسئوليت كميته امداد به دستور امام خميني (ره) به همراه آقايان عسگراولا‌دي و شفيق (57) – نماينده تام الا‌ختيار امام خميني (ره) در لرستان(58) – عضويت در اولين دوره مجلس شوراي اسلا‌مي نمايندگي از سوي مردم اليگودرز(58) – سركشي به امور لرستان در خرم آباد(58) – تأسيس بنياد شهيد به دستور امام خميني (ره)(59) – نماينده مردم تهران در دومين دوره مجلس شوراي اسلا‌مي(62) – عهده دار مسووليت نمايندگي امام خميني (ره) در امور حج (64) – تأسيس مجمع روحانيون مبارز بهمراه آقايان موسوي خوئيني‌ها، خاتمي و با انشعاب از جامعه روحانيت مبارز تهران(67) – راه يابي به سومين دوره مجلس شوراي اسلامي به عنوان نماينده دوم مردم تهران و رياست مجلس (66) – سرپرستي برخي از اموال به وکالت از طرف امام خميني (ره)(68) – عضويت در مجلس بازنگري قانون اساسي (68) – نمايندگي و رياست مجلس ششم شوراي اسلامي (78) – عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام (82
)
کروبی فردی ست که از او بعنوان ِ شیخ اصلاحات یاد میکنند، دارای خصائصی ست که او را از دو کاندید ِ احتمالی دیگر متمایز می کند.اول اینکه وی به رغم داشتن سن ّ ِ بالا و وجود موانع ، تهدیدات ، تحدیدات ، و هزینه های بسیاری که برای اصلاح طلبان بعد از شکست در انتخابات ِ نهم ایجاد شد، با راه اندازی یک حزب فعال ؛ که الحق و والانصاف ( اگر نگوئیم تنها حزب) جزء ِ معدود احزاب ِ طیف اصلاحات بود که به زعم ِ تمام بدخلقی ها، محدودیت ها و ناسازگاری ها، به صورت تقریبا منظم و پایدار به فعالیّت ِ حزبی ِ زیر ِ لوای قوانین جمهوری اسلامی پرداخت و یقینا او حق دارد که در شرایط فعلی خود را محّق { و یا حداقل من جمله محقّین ِ محتمل) برای کاندیداتوری بداند. اما چونان که پیشتر ذکر شد، برای وصول نتیجه ی مطلوب و پایداری ِ توفیقات باید با نگره ای واقع بینانه به رونمایی ِ جایگاه ِ این شخصیت در ضمایر ِ سه قشر یاد شده پرداخت. هرچند برخی از صحابه ی همفکر در سیاست و یا بعضا شاغلین ِ عرصه ی فکر و فرهنگ کروبی را به پوپولیست مآبی متهم می کنند { که نگارنده چندان با این سخن دوست و همراه نیست و به گمان ِ وی اینگون سخن ها حاصلی جز تفرقه و حاشیه سازی در حول محور اصلاحات به همراه نخواهد داشت }، لکن ذکر همین حرف مشتبه درکنار اتخاذ برخی سیاست های غیر قابل هضم توسط جامعه؛ علی الخصوص در برهه ی انتخابات ِ نهم و به انگیزه ی مصادره به مطلوب آرای مردم، موجب گردید که چنین رای و پندار در «ضمیر ناخودآگاه» – ِ اجتماعی و سیاسی از اعضای این سه صنف نفوذ نماید. از سوی دیگر به خاطر برخی سنگ اندازی ها و حاشیه سازی ها در دوران ریاست ِ وی بر مجلس موجب ِ بروز برخی سوء تفاهم ها گردیده و براین گمانه های مشتبه دامن زده است، از اینرو مجال چند ماهه تا انتخابات ؛ به فرض حضور آقای کروبی در انتخابات، مجال چندانی برای رفع این گمانه های مشتبه و سوء تفاهم ها در ذهن و زبان ها به نظر نمی رسد، خاصّه اینکه مردم ِ ایران در شرایط ِ فعلی چندان تابع ِ احراف و انگاره های ِ یک کاندید نبوده و بیشینه ی اذهان ِ خود را درگیر ِ پیشینه ی افعال ِفرد در پست های دیروزین ِ آن کاندید می نمایند
دكتر سيد محمّد خاتمي :

شناخت نامه:

سال و محل تولد : شهر اردكان 1322

حجت الاسلام والمسلمين دكتر سيد محمد خاتمي فرزند مرحوم آيت آيت الله سيد روح الله خاتمي در سال 1322 هجري شمسي ـ 1943 ميلادي – در شهر اردكان واقع در استان يزد متولد شدند.پدر ايشان از روحانيون نيكنام و بلند آوازه آن ديار ، عالمي فرزانه ، فقيهي روشن بين و عارفي مبارز و مردم گرا بود . آن مرحوم موسس مدرسه علميه اردكان بودند و امامت جمعه شهرستان يزد را بر عهده داشتند .آقاي سيد محمد خاتمي دو برادر و چهار خواهر دارند . در سال 1353 با خانم زهره صادقي ازدواج كردند كه ثمره اين ازدواج دو دختر و يك پسر به نامهاي ليلا (1354) ، نرگس (1360 ) و عماد (1367) است .تحصيلات ابتدايي ، متوسطه و دبيرستاني ايشان در اردكان طي شد و در همه اين سالها جزء شاگردان ممتاز كلاس بودند . در سال 1340 (1961 ميلادي ) پيش از اخذ ديپلم به شوق تحصيل در علوم و معارف ديني ، در حاليكه بخشي از مقدمات را در محضر پدر گرامي شان فرا گرفته بودند ، رهسپار شهر قم شدند و در همان سالها ديپلم متوسطه را نيز در رشته طبيعي دريافت داشتند.آقاي سيد محمد خاتمي ضمن حضور در مبارزات سیاسی حوزه در سالهای 41 و 42 به مدت چهار سال تحصيل در حوزه علميه قم «مقدمات » و » سطح » را فراگرفته و در سال 1344 هجري شمسي ( 1965 ميلادي ) براي تحصيل در رشته فلسفه به دانشكده ادبيات اصفهان راه يافتند و همزمان با آن ، سطوح عاليه علوم ديني را در حوزه علميه اصفهان ادامه دادند .در سال 1348 هجري شمسي ( 1969 ميلادي ) با درجه كارشناسي از دانشگاه اصفهان فارغ التحصيل شده و بدنبال آن و عليرغم داشتن شرايط اجتهاد برای معافيت از خدمت سربازی «بالاجبار به خدمت سربازی اعزام شدند».در سال 1349 هجري شمسي ( 1970 ميلادي ) در دوره كارشناسي ارشد علوم تربيتي دانشگاه تهران پذيرفته شدند و به ادامه تحصيل پرداختند و در حاليكه كه امكان استفاده از بورس تحصيلي دوره دكترا در خارج از كشور از طرف دانشگاه تهران برايشان فراهم شده بود به شهرستان قم بازگشتند و طي چندين سال اقامت ، با كوشش و جديت مراحل دروس » خارج » » فقه و اصول » و دوره عالي فلسفه را در محضر آيات عظام و استاداني چون مرتضي حائري يزدي (قده) ، وحيد خراساني ، سيد موسي شبيري زنجاني ، شهيد مرتضي مطهري (قده) و عبدالله‌جوادي آملي گذراندند .همزمان با اين ايام در دروس خصوصي شهيد مطهري پيرامون فلسفه هگل و ماركسيسم و معارف و كلام شركت مي جستند .آقاي خاتمي كه همواره دغدغه هاي شخصي خود را در زمينه معارف ، علوم ديني ، اجتماعي و فرهنگي پيگيرانه دنبال مي كردند ، نسبت به تاليف آثاري اهتمام كردند كه حاصل آن دهها مقاله ، گفتار و كتاب مي باشد سال 1340 : دروس حوزوي
سال 1344 : تحصيل در رشته كارشناسي فلسفه غرب در دانشگاه اصفهان

سال 1347 : عضو هيات مديره انجمن اسلامي دانشگاه اصفهان

سال 1348 : اخذ درجه كارشناسي از دانشگاه اصفهان

سال 1349 : تحصيل در دوره كارشناسي ارشد علوم تربيتي دانشگاه تهران

سال1350 : بازگشت به قم و ادامه دروس عالي حوزوي بمدت 7 سال تا بالاترين درجه تحصيلات حوزوي (اجتهاد – معادل دكتري )
سال 1358 : تصدي رياست مركز اسلامي هامبورگ

سال 1359 : يكسال پس از پيرو زي انقلاب اسلامي نماينده مردم اردكان و ميبد در مجلس شوراي اسلامي

سال 1360 : سرپرست موسسه مطبوعاتي كيهان به فرمان امام خميني (ره)

سال 1361 : وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در كابينه جناب آقاي مهندس مير حسين موسوي

سال 1368 : وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در كابينه جناب آقاي هاشمي رفسنجاني

سال 1371 : مشاور رييس جمهور و رييس كتابخانه ملي ايران

سال 1371 : آغاز تدريس در دوره‌هاي كارشناسي ، كارشناسي ارشد و دكتري در دروس انديشه سياسي ، فلسفه سياست و انديشه سياسي در اسلام

سال 1375 : عضويت در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به فرمان مقام معظم رهبري

سال 1376 : رياست جمهوري اسلامي ايران (دوره اول )

سال 1380 : رياست جمهوري اسلامي ايران (دوره دوم )
خاتمي اولین صاحب منصب و معروفترین و جا افتاده ترین وجه ی اصلاحات در ایران است. همو بود که بواسطه ی حمایت ِ بیست میلیونی مردم برای اولین بار بعد از انقلاب به مصلحین ِ اصلاح طلب فرصت اثبات و اجرای طرح ها و برنامه هایشان را داد. ناگفته نماند تکیه ی این سید خندان بر مسند ریاست جمهوری هزینه های زیادی را برای و حامیان ِ آزادی و دمکراسی دربرداشت؛ و همین هزینه های مالی { و متاسفانه جانی} موجب تشکیک و تعلل وی رای برای حضور در انتخابات ِ دهم گردیده است.اما نباید فراموش کرد که خاتمی با برخواستن از پشتوانه ی فکری و فلسفی توانمند ِ اهالی علم و فرهنگ آغاز گر فصل جدیدی بود { چونان که خود وی با احتساب سابقه ی تدریس در دانشگاه و با الحاق ِ تحصیلات ِ حوزوی خودشان من جمله ی همین نخبه گان ِ عرصه ی علم و فرهنگ محسوب می شوند} که در ابندای میلادش برای بسیاری قابل هضم و درک نبود اما همین پشتوانه گی ِ قوی پایدار ِ نخبه گان بود که با اقبال از جانب دانشجویان و جوانان ِ جویای علم و اندیشه به ذهن و زبان ِ عامه ی مردم خطور و نفوذ کرد و از اینرو خاتمی برخلاف گمانه های بسیاری از ممانعان و یا رقبای ِ سیاسی خود سیّاسین بهت زده و ناباور و نابارور را مجبور ساخت که قبول که فصلی نو در تاریخ فرهنگی و سیاسی و اجتماعی ِ کشور گشوده شده است. از سوی دیگر و در شرایط فعلی بروز مشکلات مختلف در حوزه های اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و حتی در حوزه سیاست خارجی باعث بروز نوعی قیاس ناخودآگاه مابین عملکرد و سیاست های اتخاذ شده ی توسط تابعان و مطبوعان ِ دولت فعلی با دولت اصلاحات به ریاست خاتمی {علی الخصوص در بین قشر جوان و اهالی فرهنگ} شده است وبه زعم تذکارهای مختلف دولت محافظه کار فعلی در ارائه ی آمارها و ماحصل فعالیت ِ وزیران ِ خویش {که در غالبا به طرفه العینی در مجلس تایید میشدند و زمینه و زمانه ی تحقیق و تفحّص را هم مهیا نمی کرددند} در کابینه ی خود { کابینه ای که در بدو انتسابش بدان لقب کابینه ی هفتاد میلیونی داده بود} مبتنی بر کسب توفیقات ِ کثیر در حوزه های یاد شده، نظر سنجی های رسمی و غیر رسمی حاکی از مرجّح بودن ِ خاتمی نسبت به سایرین در پنداره های سیاسی عوام و نخبه گان است.در مناصب متصل به حکومت و مسناد مرتبط با سیاست هنگامی که بزرگانی چون هاشمی رفسنجانی { که هنوز در بطن حکومت قرار دارد و بدل به مرجع و ملجعی فراحزبی گردیده است} و یا کسانی چون ابراهیم یزدی { که مسبوق به سابقه ی تجربه در نقد و تفهیم ِ مشکلات و ارائه ی راهکارها چه در حوزه داخلی و چه در عرصه ی بین الملی ست} و بیت امام خمینی ره { به واسطه ی نزدیکی و انتساب خاتمی به ابشان} ، حامی و مویّد ِ بیشترینه ی سیاست های وی هستند نمی توان در این باب ابهام و یا مشکلی را جستجو کرد.در بیان ادراک و اجحاف ِ او بر مسائل مرتبط با عرصه ی جهانی و بین الملی همین بس که او به سان ِ یک روشنفکر فهیم و علیم { و نه متعصّب و خود پرست، یا آکادمیسین ِ ناآگاه از شرایط و منزوی در کنج دانشکده ها}به سیاست پلید ِ نماد ِ بارز ِ امپریالیست در قبال ِ اشراف بر خاورمیانه و تفتیش تنویر غیر مستقیم و رسانه ای عقاید جهانیان در باب مشروع جلوه دادن جنگ های و مفتوحات ِ خون آلود ِ پس از یازده سپتامبر، خاتمی پی بُرد و پیش از آنکه امریکا ؛ به عنوان نماد غرب، و مسلمین ؛ به عنوان ِ مجرمین ِ همیشگی و بانیان ِ اصلی تروریست، قلع و قمع کند خاتمی با تبیین و تشریح طرحی زیر نام گفتگوی تمدن ها برآن بود تا جانب جدال را به سمت گفتگو بکشاند و از تضرر ِ مسلمین و تمدن های اصیل ِ دیروز و مظلوم واقع شده ی امروز { لا اقل} بکاهد.وجود چنین واقعیت هایی ؛ مبتنی بر محبوبیّت و ارتجاح ِ خاتمی در بین جمع کثیر از اقشار و صنوف جامعه، مخالفان ِ سیاسی و حکومتی خاتمی را برآن داشته تا از هر حربه ای که می توانند برای حذف خاتمی از جرگه ی انتخابات استفاده کنند.، فارغ از تهدیدات سیاسی و حتی جانی ایشان { مخالفان ورود خاتمی} ؛ به لحاظ ِ ایمان و ازعانی که به حضور حبّ ِ خاتمی در ذهن و ضمیر ِ مردم دارد، و با توجه به اینکه عملکرد ضعیف ِ دولت و انحصار ِ رسانه ای توفیقی را برای اقبال مردم از ایشان به ارمغان نیاورد بر آن شدند تا با نوعی «القای نامحسوس» در ذهن و زبان مردم ، به وسیله ی رسانه ها، صاحبان اکثریت ِ آراء را از احتضار خاتمی و انتفاع ِ او به مردم برای رفع مشکلات موجود نا امید سازند. چونان که در این گسیل از تحدید ِ خاتمی و تعدّی به ساحت ِ او نیز دریغ نمی کنند.هدف نگارنده از ذکر این ماوقع در باب ِ خاتمی ؛ برای توضیح دقیق تر ِ شاخص های ترجیح {و نه ترجیح نمایی ِ}خاتمی نسبت به سایر نامزد های { محتمل} به کاندیداتوری در انتخابات دهم بود. چرا که خاتمی نه تنها به واسطه ی داشتن تاثیرات و تاثّرات ِ پایدار و پسندیده در زیست ِ عامه ی مردم ؛ و خصوصا قشر جوان { با تلاش برای درک صحیح و رفع ِ فصیح ِ مشکلات ِ این قشر ِ محبوب و لکن شکننده}، از محبوبیّت و مصونیّت ِ زیادی {نسبت به صاحب منصبان پیشین} برخوردار است ، بلکه دارای ارج و قرب زیادی در بین آکادمیسین ها و اهالی علم و اندیشه { به لحاظ داشتن ِ درک آکادمیک} و وارثان فرهنگ وهنرمندان { به لحاظ اهداء ِ آزادی های غیرقابل تصور به ایشان} نیز می باشد. چنین ارج و قربی که در ایران از دوران پس از پایان جنگ تحمیلی ؛ و فوت آیت ا.. خمینی بعنوان والاترین اسطوره ی ملی مذهبی ِ معاصر، بعید و غیر ممکن به نظر می رسید لیکن وقوع آن ؛که معادلات و برنامه ریزی های بسیاری از چشم دوخته گان به قدرت را برهم زد، باعث شد حتی آنانی که مخالف ِ فطرت و فکرت ِ سیاسی و اجتماعی ِ وی هستند دیگر نمی توانند مانند یازده سال پیش توان و پشتوانه ی خاتمی را دست کم بگیرند و حالا مجبورند وجود این پدیده را ؛ در قالب جنش اصلاحات، در متن اجتماع فرهنگ و سیاست بپذیرند و ظهور و بروز ِ خاتمی را { در غالب طلیعه ی فصلی نو} در برنامه ها و گمانه های خود مدنظر قرار دهند.
منابع اخذ زندگي نامه و بيوگرافي :

نوشتن دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: