Skip to content

سردار رادان و امنیت

نوامبر 17, 2009

حضور محترم جناب آقای …..
ببخشید سردار، نامه ی من از رسوم اداری ، تهی ست، چون با زبان خشک بوروکراتیک نمی توانم حرف دلم را بزنم. و چونکه میدانم شما دغدغه ی خطیر تامین امنیت برای مردم را دارید زیاد وقتتان را نمی گیرم و بی مقدمه میروم سر اصل مطلب.
راستش را بخواهید من از کسانی بوده ام که برای نسل سوم و آینده ی آن نگرانم، نسلی که گذشته را مثل شما درک نکرده، حال را مثل شما نمی بیند، و آینده را هم مثل شما نمی خواهد. نسل سوم، در فضای متفاتی بزرگ شده و با شاخص های متفاتی شخصیت و دغدغه هاییش شکل گرفته! شما بسیاری از آن دغدغه ها را نمی فهمید! یعنی نه اینکه نفهمید! نه! منظورم آنست که شما و خیلی از دوستانتان اصلا به نسل سوم حق نمیدهید که چنین دغدغه هایی داشته باشند!
روزی که شما رو در روی مجری برنامه ای با نقد آن مجری در مورد «طرح امنیت اجتماعی» مواجه شدید، بسیار از این طرح دفاع کردید و موج انتقادات، پیر و جوان، وزیر و وکیل، کارمند و کارشناس و…. برایتان مهم نبود!
راستش را بخواهید ما شما را همیشه همینطوری دیده ایم! چونکه حتی به حرف دیگران گوش هم نمی کنید (منظورم جلوی دوربین نیست!). روزی یکی از همکارانتان گفت، مردم باید از دیدن پلیس احساس امنیت کنند! من هم همین اعتقاد را دارم! اما آیا واقعا همین طور است؟ مسلما نه!
بیش از هرکسی این جوانان هستند، که در معرض آسیب قرار دارند، و برای رفع این معضل احتیاج به «ساخته شدن» و «امنیت واقعی» دارند! آن روزهایی که ماشین های شما زیر نام گشت های ارشاد، در خیابانهای شهر گشت، میزدند و هرکه را «نا امن» میدانستند، به او تذکر میدادند! هیچگاه شما نتوانستید، یا من ندیدم که بتوانید کسی را قانع کنید، که : فلانی این کار یا رفتارت درست نیست!» شما همیشه از موضع بالا و با برخوردهای تاسف آور با افرادی که نا امن میدانستید، برخورد میکردید… اصلا به کسی حق نمی دهید تا پاسخ شما را بدهد! حتی خود من هم که دارم این حرفها را به شما میگویم، این احتمال را میدهم که به مزاج شما خوش نیاید و با من به جرم «حرف زدن» برخورد کنید! شاید این برای شما مسخره باشد اما بسیاری از همکارانتان این رفتار را می کنند!
سردار میدانید نتیجه ی این رفتارتان چه خواهد شد؟ آیا وضعیت تغییر کرد؟ آیا به آن به اصطلاح «امنیت اخلاقی» دست یافتید؟ آیا واقعا توانستید جلوی آسیب پذیری جوانان را بگیرید؟ (مسلما نه!) ممکن است شما بگوئید امار و ارقام اینطوری نشان میدهند،اما در عرصه عمومی چنین چیزی محسوس نیست. وقتی توی خیابان راه می روم و می بینم که شما با بعضی از جوانان را به جرم نا امن بودن، برخورد میکنید، با خودم میگویم: «این جوانها چه خطری دارند که امنیت جامعه را از آن سلب میکنند؟» آیا ژل زدن مو و یا بلند کردن آن یا گذاشتن فلان مدل ریش و پوشیدن بهمان لباس برای شما ملاک نا امنی ست؟ اما من که باشخصه از جانب بسیاری از این جوانان نا امن و خطری ندیدم! وقتی می بینم خانمی که در خیابان با شوهرش آرام و بی صدا از گوشه ی سمت راست یک پیاده روی شلوغ، بی آنکه امنیت من یا کس دیگر را به خطر بیاندازند، عبور میکنند، اما ناگهان شما یا همکارانتان آن زن ِ بیچاره را با انگشت نشان میدهید، و از او میخواهید برای امن شدن نزد شما بیاید، و آن زن زیر بار نگاه سنگین ِ مردم در آن موقعیت، از جور ِ سکه ی یک پول شدن! ؛ له میشود، من شرمنده می شوم! از اینکه شما فکر میکنید، یک زن در کنار شوهرش نا امن است، خجالت می کشم! از خودم! تازه این فقط یک مورد بود! برخودهای خشن تری هم از شما دیده ام! اما هرچه فکر کردم دیدم، خیلی از آن کسانی که شما در خیابان جلوی دیگران تحقیرشان می کنید، واقعا خطری برای کسی ندارند!
سردار! من با لشگر کشی خیابانی، و کشاندن مجادلات سیاسی از جراید به خیابان هیچگاه موافق نبوده و نیستم! و معتقدم، اجرای قانون، حتی اگر نادرست هم باشد، بهتر از بی قانونی است! حرف سیاسی هم نمی خواهم بزنم، فقط میخواهم بگویم در دعاوی اخیر آدمهایی را دیدم که شما آنها را نا امن میدانستید و با نهایت خشونت با ایشان برخورد میکردید، یکی از همکارانتان گفت فیلم کتک زدن آن دختر برای روز 13 آبان نیست! باشد! ولی بالاخره برای شما که بوده؟ خیلی دوست داشتم بدانم شما در هنگام دیدن این فیلم، چه عکس العملی نشان دادید! من بازهم تاسف خوردم! شرمنده شدم! و خجالت کشید! (آنقدر که نمی خواهد پای کهریزک را به میانه بکشم!)
زیاد سرتان را درد نمی آورم و حرف آخرم را میزنم سردار! بسیاری از آن کسانی که قربانی برخورد غلط و بی نتیجه ی شما و همکارانتان می شوند، نا امن نیستند! بسیاری از آنانی که طعم لگد پوتین ها و ضربه های باطوم های شما را می چشند، آشوبگر و اخلالگر نیستند! و شما هرگز نمی توانید بواسطه برخورد با این آدم ها در جامعه امنیت را برقرار کنید! لطفا مثل همکارانتان جبهه نگیرید و با خشونت برخورد نکنید سردار! از نظر من شما در طرح ایجاد امنیت (از هرنوع) شکست خوردید سردار! آدم های نا امن و کسانی که امنیت واقعی جامعه را به خطر می اندزند، دختر ها و پسرهای، دانشجو یا تحصیلکرده و با هویت معین که در موارد خاص اقناع نشده اند نیستند! کسانی امنیت جامعه را به خطر می اندازند، که به یک زن در حضور شوهرش و و در مقابل چشمان او تجاوز می کنند! سردار! به بچه های مردم و جوانان این سرزمین اعتماد کنید! آنها موجودات خطرناکی نیستند! این جوانها امنیت را به خطر نمی اندازند! امنیت جامعه ی ما زمانی به خطر می افتد که شش نفر در یک روز به یک زن بیچاره تجاوز می کنند! و ظرف چند ساعت آزاد شوند!!! امنیت زمانی اتفاق می افتد که یک زن به تنهایی جان شش نفر آدم را میگیرد! امنیت زمانی به خطر می افتد که یک مامور دولتی در بیرون شهر با یک خانم….. ، امنیت زمانی به خطر می افتد که کسی با مدرک تقلبی وزیر بشود! امنیت زمانی بخطر می افتد که بالای 50درصد جامعه زیر خط فقر است، امنیت زمانی به خطر می افتد که 65درصد جوانان زندگی بهتر را در آنسوی مرزها می بینند و هزار و یک چیز دیگر که به من این اجازه را میدهد تا از شما بپرسم :
سردار! این بود نتیجه ی اجرای طرح امنیت ِ تان؟
Advertisements
نوشتن دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: