Skip to content

دولت و معترضان ؛ اشتباه در اشتباه

فوریه 3, 2010

چیزی تا روز 22 بهمن و سالروز وقوع انقلاب اسلامی باقی نمانده، در این مدّت اگرچه (تقریباً) تمام احزاب و گروههای مختلف برای حضور در راهپیمائی اعلام آمادگی کرده و از مردم نیم نیز برای یک حضور حدّاکثری دعوت کرده اند. اما…
باوجود اینکه ظاهر درخواست این احزاب از «حضور حد اکثری» در راهپیمائی 22 بهمن یک چیز است اما در باطن این درخواست نیات متفاوتی نهفته است. و فهمیدن نیات این گروهها با توجه به جایگاه آنها در جناح بندی های سیاسی و آرایش احزاب ایران کار سختی نیست. و هرچند که این روزها بسیاری از احزاب محافظه کارانه تر از قبل حرکت می کنند و منتظر آینده هستند، اما تقریباً می توان گفت که همه گی بر اهداف خود پایبند هستند، هرچند ممکن است صورت نگارش و ارائۀ آن اهداف بسته به شرایط تغییر کند.
هدف از نگارش این نوشتار هم بیان این بدیهیات سیاسی در شرایط ِ غیرعادی ِ امروز نیست. بلکه هدف من اینست که نشان دهم اشتباهی بزرگ در حال وقوع است. و چنین استنتاجی را بر اساس رویه ای که سردمداران و سیاست گزاران «تا به امروز» اتخاذ کرده اند، می نمایم و این استنتاج را در این ذیل این نوشتار با شما در میان می گذارم:
در فضای نا امن سیاسی کشور که حتی روزنامه های راستگرا و نو محافظه کار (نظیر تهران امروز) هم امنیت و بقاء شان تضمین شده نیست و رسانه های رادیکال حامی دولت همچنان ترکتازی می کنند، بی آنکه خطری تهدیدشان کند، عده ای در حال رواج دادن گفتمانی زیر نام «وحدت ملی» یا چیزی از این دست هستند، بیشتر مروّجین این گفتمان نیرو ها و احزاب نومحافظه کار و دسته های معتدل تر و افراد پراگماتیسات (نظیر هاشمی و حتی خاتمی) هستند که از این گفتمان کاملا حمایت می کنند، خاتمی در آخرین نطق خود با حمایت از جایگاه فراجناحی امام خمینی و آیت الله خامنه ای ، سعی کرد گامی در راستای وحدت برداشته و شائبۀ ضدیّت با «ولایت مطلقۀ» فقیه را از خود دور نماید. حمایت چهر هایی نظیر هاشمی نیز از ولایت فقیه برکسی پوشیده نیست. این استراتژی در کنار نرمخوئی موسوی در بیانیۀ هفدهم که مبنی بر کوتاه آمدن از مطالبات تماماً انتخاباتی و مسئول دانستن دولت از یک سو، و پذیرفتن جایگاه دولت به دلیل تنفیذ حکم از جانب رهبری و حمایت از ایشان توسط کروبی از سویی دیگر، شائبۀ تمایل به وحدت را در اذهان تداعی میکرد. طرفه آنکه می توان نقدهای اصولگرایان ِ (به اصطلاح تحول خواه نظیر: توکلی ؛ و یا حامیان مسبوق رئیس جمهور نظیر: زاکانی) بر سر سختگیری های مطبوعاتی و اسفندیار دولت نهم و دهم، که باعث شده که اصولگرایان نقدهای خود را صریحتر و عیان تر به دولت احمدی نژاد ابراز داشته و حد اقل در پاره ای از موارد (تحدید و تهدید احزاب و رسانه ها) ابراز دارند و با اصلاح طلبان در نقاد به این موارد (نظیر رسانه ها و نقدهای اقتصادی) همراه شوند. و تمام اینها در کنار برخورد دادستان تهران با گردانندگان نشریۀ همت و شبه مناظره های (نه چندان راضی کنندۀ) تلوزیونی همه و همه مواردی ست که ممی توان در راستای طرح وحدت ملی به این پروژه الصاق کرد.حتی می توان پذیرفته شدن مخالفان (منتقدان) توسط فردی چون سید احمد خاتمی و حمایت رهبر انقلاب از طرح وقف دانشگاه آزاد را نیز می توان در این راستا به حساب آورد.
اما در یکی دو روز اخیر اتفاقاتی در حال وقوع یافتن است که این معادله را برهم میزند، دلیل من برای این برداشت چند شاخص کلان و تاثیر گزار است که نمی توان آنها را نادیده گرفت، در این جریانت صداوسیما که حتی در مناظرات نیز توان رفتار عادلانه و بیطرفانه را ندارد، با پخش کردن گرینشی سخنان امام خمینی و وقایع سالهای اول انقلاب(مربوط به عزل بنی صدر) در حالی سعی در القای اتهامات ِ براندازانه به منتقدان و رهبران آنها می نماید، که در موازات آن برخی افراط های سیاسی، حقوقی، و امنیتی (پروسه وقوع طرح وحدت ملی را به تعویق می اندازد) تقدیر آیت الله جنتی از قوه قضائیه بابت اعدام ها ، در کنار معرفی ناگهانی و غریب الوقوع 9 متهم به محاربه دیگر و سر جمع اعدامی شدن 11 نفر از 16 متهم به محاربه، و نیز مرتبط دانستان اعدام های اخیر به آشوب های اخیر،دستگیری ناگهانی عده ای از فعالان دانشجوئی و سیاسی، و دیگر سخنان صریح و بی پردۀ معاون اول قوۀ قضائیه مبنی بر کنار گذاشته «نشدن» افراد منتسب به خواص، (نظیر فرزندان هاشمی) و سایر مواردی از این دست پروسۀ دیگری را تداعی میکند، که مطابق خواست حامیان وحدت ملی نیست، این در حالی ست که آیت الله خامنه ای حوادت اخیر را ناشی از «غفلت» های برخی اشخاص دانست که «غیرمتعمدانه» بود اما نتیجۀ خیانت را با خود به همراه می آورد.
در کنار اینها ضریب امنیّتی دولت در راستای تلاش برای انصراف و ارعاب معاندان و معترضان، به حدی ست که حتی «نیلوفر لاری پور» که یک ترانه سرا و بجز حمایت از موسوی در انتخابات اخیر هیچ فعالیت سیاسی دیگری نداشته است هم توسط ماموران وزارت اطلاعات به همراه عده ای دیگر از فعالین سیاسی دستگیر شده.
متأسفانه جناح معترض نیز بیکار ننشسته و بواسطۀ مصاحبه ها و رفتار ها به رادیکال تر شدن فضا کمک کرده، مهمترین این اقدامات مصاحبۀ اخیر انصاری با ایلنا و و سخنراندن صریح و مجدد آیت الله بیات زنجانی و حرفهای صریحی ست که از جانب موسوی در وب سایت کلمه منتشر شده.
مسلماً از فردا باید منتظر برخورد حامیان دولت با این سخنان و تهییج بیشتر طرفداران هر دو جناح باشیم، اعلام رسمی آماده باش نیروی انتظامی نیز خود می توان اخطاری باشد برای معترضانی که قصد بهره وری سیاسی از 22 بهمن را دارند. و به این ترتیب اگر کسی یا چیزی جلوی این روال را نگیرد، 22 بهمن تهران حادثه ی دیگری را در خود خواهد دید…
من بالشخصه امیدوارم این تحلیل من اشتباه باشد…

نوشتن دیدگاه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: